تبليغاتX
اشارت
آن کس است اهل بشارت که اشارت داند ، نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست

 

 

خوشتر ز عیش وصحبت و باغ و بهار چیست                    ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست

هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار                      کس را وقوف نیست که انجام کار چیست

پیوند عمربسته به مویی ست هوش دار                         غمخوار خویش باش غم روزگار چیست

مستور و مست هر دو چو از یک قبیله اند                        ما دل به عشوه ی که دهیم اختیار چیست

راز درون پرده چه داند فلک خموش                                 ای مدعی نزاع تو با پرده دار چیست

 

 

بهانه ای شد تا دوباره  دستم به نوشتن آغشته شود و بعد از مدتی نه چندان کوتاه چند کلامی بلغور کنم.

 

سال 86 مبارک ،با تمام آرزوهای قشنگ و رنگارنگ ، از همه مهمتر سلامت روح و جسم و دوست داشتن و دوست داشته شدن به قاعده ی هزار تا و آرزوی رسیدن یا نزدیک شدن به همه ی دوست داشتنی هایمان حتی اگر شده یک قدم یا یک لبخند.

 

 آرزوی آرامش ، نه قبل از طوفان و نه بعد از آن ، اگر چه غیر ممکن ، اما آرزویش ، شاید آرزوی رسیدن به سر زمینی که گرد طوفان هم به آن نرسد. آرامشی از این دست.

 

آرزوی ایمان ،علم ، شک، یقین ، و دور ترین آرزوها : دیدن روی حقیقت.

تمام این آرزوها تقدیم به همه ی عزیزانم .

 

امشب را با دوستان هم وطنم گذراندم، خوب و خوب ، اما " فراق یار نه آن میکند که بتوان گفت ".

 

تمام قبل از تحویل سال به یک سوال فکر می کردم ، چرا نوروز و لحظه ی سال نو اینقدر برایم عزیز است ، این احساس عجیب و ریشه دار چیست ؟! حس خوب نوروز .

 

شاید نوروز یک بهانه است ، زیباترین سنت ما ایرانیان ، ما را به شروع دوباره می خواند ، می آموزد که اگر هر سال هم بعد از آنهمه شکوفه و بار ، سر خم کردی و ویران شدی ، باز هم امید بهار زنده ات می دارد ، باز هم می توانی جوانه بزنی .

 

 

بالاخره اینکه من دوباره یادم آمد روزی را که رسیدن سال 1379 برایم یک رویا بود ، امروز وارد سال 86 شدیم ، سالها از آن دوران گذشت و پس از این هم می گذرد، زود یا دیر فرق زیادی نمی کند ، می گذرد. نباید دست خالی گذشت ، باید توشه ای برداشت از این گذار.

 

سال نو مبارک .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 فروردین1386ساعت 5:34  توسط سبزک  |