|
آن کس است اهل بشارت که اشارت داند ، نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست
|
یک عمر، عمری که چیزی نیست مگر چند دهه ، دهه هایی که هر کدام آبستن چندین سالند، سالهای پر از ماه، ماه که چند هفته دارد، هفته که هفت روز است ، روز که بیست و چهار ساعت شصت دقیقه ای شصت ثانیه ای دارد.
یک لحظه یعنی تمام زندگی ، تمام عمر، باید این را باور کرد که عمرمان جوری می گذرد که لحظه مان.ما ناچار از انتخابیم، باید انتخاب کنیم لحظه مان را چگونه بگذرانیم ، به نظرم ما انسانها حاصل این انتخابیم ، انتخابی که ما را از دیگران جدا می کند .
با این حال برای من هر لحظه رنگ خودش و بوی خودش را دارد. مثل رودی که هیچ وقت یک رود نیست ، ما هم انگار هیچ وقت یک وجود ثابت نیستیم ، من این دم با من دم دیگر فرق می کند.
امروز که برای انجام کاری از کنار خانه ای که سال گذشته در آن زندگی می کردم گذشتم ، بوی سال گذشته ام را احساس کردم ، رنگش را دیدم ، فهمیدم همه چیز در این مدت جور دیگری شده است.