اندکی تاخیر شد
چند روزی نیستم ، یک سفر یک هفته ای باید بروم
گفتم چند خطی بنویسم
در مورد ایثار
من خیلی با فلسفه ی ایثار از حیث منطقی مشکل دارم
بیشتر فکر می کنم این عواطف است که انسان را به سمت ایثار سوق می دهد ، لذا نمی شود به نظرم در مورد ایثار حرف زد.
اینکه ادم از امکانات خودش صرف نظر کند و این امکان را به دیگری ببخشد ، با فرض اینکه هیچ تضمینی وجود ندارد دیگری ازاین امکان بهتر از خود او استفاده کند .
اینکه کسی از وقتی که می تواند جهت رشد خود استفاده کند به نفع دیگری صرف نظر کند ، وقتی که به عقیده ی شریعتی باید صرف توده مردم شود ، در حالی که ممکن است هیچ نتیجه ای نداشته باشد ، به نظر خیلی عاشقانه به نظر می رسد تا عاقلانه .
اما نمی دانم اگر ایثار را از زندگی حذف کنی زندگی چگونه خواهد شد . گذشت مادر یا پدر یا شهید را چگونه می توان نادیده گرفت.
در یک جامعه ی ایده آل که کشورهای توسعه یافته خصوصیاتی از آن را دارند ، شاید ، نیازی به از خود گذشتگی نیست ، نهادهای توسعه یافته و مدنی حقوق را به طرزی نسبتا مساوی تقسیم کرده اند و هر کس در هر شرایطی از حداقل های زندگی برخوردار است.
امروز میزانی از این شیوه ی زندگی را لمس می کنم.
باقی حرفها باشد برای بعد.
+
نوشته شده در شنبه 11 اسفند1386ساعت 16:33 توسط سبزک
|